سخن27

یا غفار

رسول اکرم صلی الله علیه واله و سلم:

سر لوحه کارنامه مومن، دوستی با علی‌بن‌ابیطالب است.

من شهر علم هستم و علی علیه‌اسلام دروازه آن، پس؛ هر که علم خواهد باید که از در وارد شود.

فرزندان خود را بزرگ بدارید و آنان را خوب تربیت کنید، تا آمرزیده شوید.

ثابت قدم‌ترین شما بر صراط، کسی است که محبتش به اهل بیت من بیشتر باشد.

مهدی امت من کسی است که هنگام پر شدن زمین از بیداد و ظلم، آن را پر از عدل خواهد کرد.

اگر بنده خدا می‌دانست که در ماه رمضان چه برکتی وجود دارد، دوست می‌داشت که تمام سال، رمضان باشد.

برای بهشت دری است بنام ریان که فقط روزه‌داران از آن وارد می‌شوند.

سخن 26 سخن 25 سخن24 سخن 23 سخن 22 سخن21 سخن20 سخن19 سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن12 سخن11 سخن10 سخن9 سخن8 سخن 7 سخن 6 سخن5 سخن4 سخن3 سخن2 سخن1

/ 4 نظر / 16 بازدید
شوهرجان

سلام. دوست عزیز شما را به یک استکان چای شعر مهمان می کنم دیشب دوباره رد شدم از کوچه های شعر با واژه های یخ زده زیر دمای شعر تصویر محو یاد تو هم رد شد از دلم رفتی و ماند بر دل من رد پای شعر من زنده ام به عشق تو در واژه واژه ام جان میکنم بدون تو در انزوای شعر با هر تپش دوباره دلم تنگ میشود گاهی برای قلب تو گاهی برای شعر بر پیکر برهنه ی لبهای شاعرم می پوشم اینچنین غزلی از ردای شعر من میرسم به آخر و احساس میکنم ته میکشند قافیه ها انتهای شعر: ای کاش در حضور تو یک شب کنار هم در استکان لحظه بنوشیم چای شعر و همچنين با افتخار شما را به خواندن مطلبي با طعم شاتوت سياه دعوت ميكنم. منتظر نظرات شما هستم.

جمشیدی

سلام زنده باشید و سر افراز یا حق