بنام خالق زمین و آسمانها                    

در آسمان می‌جویم تک تک ستارگان را

می‌یابم وسط آسمان سه نقطه را

همان ستاره‌هایی که سی سال قبل دیدیده بودم

آنها با هم یک مثلث قائمه بودند

و حالا نیز همان وضعیت را دارند

آنروز آنها را در شبهای تابستان هنگام کار و فعالیت رصد می‌کردم

و اکنون هم چنین می‌بینم که همان کار را می‌کنم

چه دوست داشتنی است

شاید هر چه در آن غور می‌کنم کمتر دست می‌یابم

یعنی امروزم با سی سال پیش تفاوت نکرده است

شاید که چنین نباشد

ولی مشخص نیست

هنوز تا کمال راه طولانی است

حالا که این سه ستاره در آسمان هیچ تغییری را نشان نمی‌دهد

چرا؟و ستاره هنوز در جای خویش و من.....؟

چرا من تغییر کرده‌ام؟

بسیار پیرتر شده‌ام

ولی فکرم خسته‌تر است

ستاره هنوز در جای خودش است.

آهای! ستاره‌ها

آیا شماها هم پیر شده‌اید

هیچ معلوم نیست

من درک نمی‌کنم

شما فقط در جای خود هستید

من نه در جای خودم

و نه در آن سن

و نه در آن احوال

آه! چقدر فکرم خسته است.