بنام دوستدار رونده‌ها                           

                         به مناسبت مهربانی‌های دایه مهربان‌تر از مادر بیگانگان              

نشسته‌ای که چگونه شود.

اصلاْ چرا نشسته‌ایم.

اینجا که جای نشستن نیست.

اینجا محل رفتن است.

حتی آهسته هم نروید٬ تند و سریع بروید.

اگر کمی آهسته کنی عقب افتاده‌ای.

آنها که تو را به استراحت و صفا و دلنشینی دعوت می‌کنند٬ می‌دانی کی هستنند؟

همانها که با تو مسابقه گذاشته‌اند٬ چون نمی‌توانند با تو رقابت کنند.

پس اگر بنیشینی چقدر شاد می‌شوند.

اینجا راه است و جاده که در آن پا نهاده‌ای ٬ که بروی نه اینکه استراحت کنی.

وقت استراحت نیست. مسابقه و استراحت؟ هرگز.

وقت کوشش و تلاش است.

زمان عرق ریختن است.

خنده می‌کنی؟

بخند و شادی کن نفس بکش.

 ولی فراموش نکن که این میدان نبرد است.

 اگر جا بزنی٬ بدان که شکست خواهی خورد.

بلند نفس نفس بزن.

دویدن آغاز کن٬ عقب نیافت.

 چه می‌بینم که در حرکت شده‌ای٬

وقتی می‌روی چقدر قشنگی.

وقتی هوا را می‌شکافی چه آزادانه٬

 فرحبخش٬ شادی می‌آوری.

 چقدر دوست داشتنی می‌شوی.

چقدر خاطرت را می‌خواهم.

 آنگاه که می‌روی٬چقدر می‌خواهم‌ات.