علی اکبری


+ مهربانی

  بسمه تعالی

در خاطرم نشسته، بهاری و سرسبز است.مهربان و بی ادعا

چون نسیمی روح نواز بر تمام وجودمان اثری مطلوب نهاده، خیره بر من و من مبهوت او؛ عجب هنگامه ای است, می دمد جانی تازه بر وجود مرده‌ام.

هیچ انکاری ندارم شرم از من فنا شده، باورم نیست اما یک حقیقت بر جانم دراویشی می کند آیا او باور دارد این واقعیت را؛ سراسیمه هستم!

دست و پا گم کرده ام, نمی دانم این دیگر چه راهی است.

در آغوشم گرفته چون پدری, نوازشم می کند چون مادر؛ احساس آرامش دارم چه ارزشمند است.

آزاد می بینم در امنیت هستم در پناه او٬او بسیار مهر دارد گرمی دستش و لطافت گفتارش و رفتارش چه مهربان است.

نویسنده : علی علی اکبری ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/۱٤
comment نظرات () لینک