یا محبوب                                    

داریم توي پياده رو خيابان قدم مي‌زنيم. عصر است و هوا كمي دم كرده. خوشحال از اينكه با دوستان همراه هستيم و هر كدام از خاطرات خود به ديگري مي‌گويد. يكي از روزهاي خوش تحصيل مي‌گويد. اين يكي كمي با حالتر است از S.M.S هاي جديدي كه برايش رسيده مزه پراني مي‌كند. مي‌خنديم و هواي بهاري عصر را تنفس. لكن در اين رفتن و قدم زدن در پياده روهاي شهر در اين موقع سال تا آخر تابستان كار آساني نيست. جلو در هر مغازه‌اي يك كولر آبي نصب است. كه اگر پايه‌هاي آن روي زمين باشد يك مزاحمت اضافي هم دارد چه پاهايش در زمين باشد و چه در ديوار همه اينها بلا استثنا در حال چكه كردن آب نمك هستند. چه از سرريز يا هر جاي ديگرش. به دوستم گفتم آيا نصب كولر در پياده‌رو قانون ندارد چه كسي اين ريزش قطرات نمك بر سر مردم جواب مي‌دهد. با خنده نگاهي در من كه يعني از مسئله مثل اينكه خيلي پرتي؟ در شهري كه مغازه‌دارها تمام پياده‌روها را گاهي اشغال مي‌كنند از هندوانه و جعبه‌هاي ميوه، چيدن كفش نصب مانكن لباس آويزان كردن هزار وسيله ديگر به درخت‌ها و .... هيچكس بهشان نمي‌گويند بالاي چشمتان ابروست ببخشيد چشمتان زير ابرويتان است. حالا تو مي‌خواهي كه اينها يكی دو متر شيلنگ بخرند و ريزش آب سرريز كولرها را مانع شوند. سپس دو دستش را بالا مي‌گيرد و تسليم. در پایان این قدم زنی كه... نگاهي به سر شانه ها موهاي سر و پشت همه از نمك پوشيده. اين هم هديه پياده روي در پياده رو شهر.