علی اکبری


+ افتخار

بسمه تعالی

هنوز در کلبه‌ای پر از صفا بسر می‌برد. آنچه دیده‌ای و دیده‌ایم تنها توشه او نیست پر است از جنبش و هیاهو در کوچه‌های شهر می‌توان شناخت. قدرتی است لایزال، صاف و روشن چون آب چشمه‌های کوهساران، پیداست در آن چون آئینه؛ قدیم و جدید کهنه و تازه.

افتخار هر ایرانیباورم دار مرا بشناس. می‌گوید اینجا ایران است مرز دلیران من باور می‌کنم او را، افتخار کشورم باشد. راهی دور در پیش داریم. علوم جدید و قدیم را یاد گرفته‌ایم. باید که چنین باشد و اینچنین بود که او مرزهای دانش را طی کرده، علمش بسیار شد و روشنی بخش دیگران چون چراغی برای راهنمایی. ما می‌دانیم که او بهترین است؛ باشد که او افتخاری برای این وطن. همچنان پابرجاست. راهنمایی برای شما و ما؛ افتخاری برای ملت.

نویسنده : علی علی اکبری ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٦/٢/۱٩
comment نظرات () لینک