علی اکبری


+ [يادآوري]

بسمه تعالي

بدرستي كه آن روزگار را بايد بياد آورد تا قدر بدانيم آنچه را كه داريم، آنچه را كه استفاده مي‌كنيم و آنچه را به ديگران مي‌بخشيم و آنچه را كه دوست مي‌داريم و مي‌سازيم. اگر كمي به عقب برويم نه آنكه از نيمه عمرم بگذرم در زمانه دفاع مقدس قرار مي‌گيريم يعني همان زماني كه جهان بر عليه ما بوسيله صدام حسين مي‌تاخت. بياد مي‌آوري كه حتي يك اسلحه نداشتند كه بدستت بدهند تا دفاع كني از دينت از ميهنت و ناموست.

حالا را مقايسه كن با آنموقع همين چند وقت قبل بود كه موشك شهاب سه امتحان شد و درست و دقيق هم جواب داد؛ موشكی ساخت دست همين جوانان ميهن كه كيلومترها آنطرفتر مي‌تواند توان دشمن را ناتوان كند. يا يادت هست كه در بي‌سيمت چند باطري بزرگ(راديويي) به هم پيوند داده بودند و هنوز چند كلمه پيام(صحبت نكرده‌بودي) نفرستاده بودي كه قوه‌ها تمام مي‌شد و سخن قطع، حالا اينقدر بايد سريع پيام مي‌دادي كه لااقل كمي بتواني نيروي قوه را كه بجاي باطري بي‌سيم گذاشته‌اي ذخيره كني و مصرف نكني.

اما امروز تو جيب هر كدام يك گوشي گذاشته و تلفن ثابت كه الا‌ماشاءا... هر چه كه بيشتر بياد مي‌آورم بيشتر متفكر مي‌شوم بايد قدر نعمت‌ها را دانست. راستي همين تو نبودي كه بايد با يك نارنجنك به صف دشمن مي‌زدي با آن تانكهاي مجهز بيشتر سهميه نداشتي اين بخاطر در پيش بودن عمليات بهت مي‌دهند و گر‌نه آنرا نمي‌توانستي لمس  كني. آيا قدر امروز را مي‌داني كه دشمن با تمام توان و تجهيزات جرات نگاه چپ كردن بهت ندارد. اصلاً وقتي فكرش مي‌كند كه تو چه قدرتي داري كه دست خالي از خود دفاع كردي ديگر با پيشرفتي كه در ساخت تسليحات كردي نمي‌داند كه چه‌ها خواهي كرد، و حتي نمي‌داند كه چه‌ها داري كه هنوز رو نكرده‌اي و اگر روز امتحان پيش آيد معلومشان خواهد شد كه با كي درگير شده‌اند؛ گوشه كوچكي از آن را در جنگ سي‌وسه روزه لبنان چشيدند. نيايد روزي كه بخواهند تو را بيازمايند .

اگر مي‌خواهي از ميهنت دفاع كني از ناموست حفاظت و از شرفت حراست احتياج به ايجاد امنيت داري و براي ايجاد امنيت از لوث گرگان و گرگ صفتان و پليدان، زبان نفهم، داشتن قدرت و توان دفاع است و ديوار محكمي كه بتواند تورا محفوظ دارد از شر هر گزنده‌اي، پس لازم است كه بتواني خودت با توان بازوي خودت ،خودت را نگهداري و گر نه قلمت را مي‌شكنند كه نتواني هيچ موقع از جاي بلند شوي تا چه رسد به قد علم كردن. يادت مي‌آورم كه روزي براي چند قالب پنير بايد دستت را جلو بلغارستان و دانمارك و ... دراز كني و اكنون پنير صادر مي‌كني و براي خودت انواع پنيرها داري. آيا بيادت آورم كه گوشتهاي استراليايي وارد مي‌كردي كه گهي گوشت بخوري  ولي امروز خودت همه نوع گوشتي توليد مي‌كني و خودت با دست تواناي خودت مي‌تواني چيزي را بخري اگر دوست نداشتي نخري  و آنها بر تو نمي‌توانند تحميل داشته باشند. همين شوراي امنيت كه هر روز بر عليه ما قطعنامه صادر مي‌كند مي‌بيني كه دستش خالي است فقط در برابر ما يك طبل تو خالي شده‌اند و تفنگ خالي، چرا كه همه نوعي ما را آزماييده‌اند و ما از امتحانات بسيار سختي گذشته‌ايم، چقدر بايد به خودت افتخار كني روزي براي خريد يك خودرو پيش انگليس و فرانسه و ... التماس مي‌كردي ولي امروز خودت كارخانه خودروسازي در كشورهاي ديگر بنا مي‌كني؛ اين البته اگر كمي توجه كني حتماً مهم است. امروز در حياط خلوت آمريكا تو حضور داري و ترس را همانجا در وجودش مي‌كاري اگر مي‌ببيني زياد هياهو مي‌كنند ولي كاري نمي‌كنند بدان كه تو را دوست نمي‌دارند كه دست نگه داشته‌اند آنها تواني ندارند كه رو كنند. حالا اگر تورا محاصره كند بيش از آنكه به تو ضربه وارد كنند بخودشان زيان رسانده‌اند. امروز اگر بخواهند جهان را همراه خود كنند نمي‌توانند، مي‌بيني كه همه توان خود را بكار گرفته‌اند كه تورا منزوي كنند اما بيش از يكصدوبيست كشور جهان قطعنامه صادر مي‌كنند و از تو و حقوقت و حيثيتت و دانشت و قدرتت دفاع مي‌كنند، مي‌دانند كه آنها دروغگوهاي زمان هستند و حرفي براي گفتن ندارند ؛ هرچه بيشتر تلاش مي‌كنند خود را در باتلاقي مي‌بينند كه دست و پا زدن آنها نه اينكه كمكي برايشان نيست بلكه بيشتر آنها را در منجلاب فرو مي‌برد و هنوز راست قامت ايستاده‌اي  و به توان خودت افتخار مي‌كني و محكم وهمراهي ديگر هم‌وطنانت راحامی خود داري.

بياد مي‌آورم روزگاري كه آمريكا از تو حق توحش مي‌گرفت ، راستي مي‌داني حق توحش يعني چه يك كشور از ديگري بگيرد؟ اين حقي بود كه آنهايي از ما دريافت مي‌كردند كه صداي دفاع از حقوق بشرشان تمام جهان را پر كرده است. اين حقوق شناسان عظيم! و مدافع انسان و جهانيان كه همه جا حضور(سياه(سيا)؛ سرخ) دارند و خود را اينقدر مهربان نشان مي‌دهند اين حق را بخودشان قائل بودند كه تورا اصلاً جزء انسان نداند اصلاً تورا وحشي مي‌خواندند تو يك حيوان وحشي بودي كه براي آنها خطر مي‌آفريدي پس براي رام كردن تو و انسان كردند بايد به آنها حق توحش مي‌پرداختی؛ نمي‌دانم ديگر چه چيزي را برايت ياد بيآورم حال آنكه مي‌دانم اگر به خودت رجوع كني حتماً هزاران، هزار از اين نوع بياد خواهي آورد. آنروزي كه براي گرفتن تخصص تاريخ و فلسفه و حكمت و ... حتي ادبيات فارسي بايد مي‌رفتي كالجي در اروپا يا آمريكا يا سوربن و غيره امروز تو استاد هسته‌اي مي‌فرستي آنطرفها تا به آنها ياد دهد تجارب خودرا ؛ آنروز كه تواناترين بچه‌هاي ما را در كلوپ‌هاي رقص و ... سرگرم كرده‌بودند را بياد بياور و امروز كه دانش‌آموزانت در جهان قد علم كرده اند و المپيادهاي علمي جهان  را در زير پاي  گذاشته‌اند و بدترين رتبه‌اي كه بدست مي‌آورند زير ده است و بالاتر از آمريكا و روسيه و چين و ژاپن قرار مي‌گيرند اينها را بياد داشته باش كه چگونه بدست آورده‌اي تا خوب از آن دفاع كني. و قدر بداني قدرت و عظمت و علمت . همه آنچه را داري.

نویسنده : علی علی اکبری ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/۱/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک