علی اکبری


+ به هم

       بنام رحیم یکتا      

جمعی نشسته‌ایم و هر کدام از دری می‌گوییم.

این یکی از شغلش شکایت دارد که درآمد خوبی ندارد و مشکلاتش از نظر معیشت زیاد است.

دیگری از اینکه اصلاْ بی‌کار است گله‌مند است٬ آخر تو این مملکت به این بزرگی چرا برای من کار نیست.

(البته باید گفت کار است چرا میز نیست) ؟

کار زیاد است اما کارکن شاید نباشد.باهم باشيم يا بي‌هم

سمت راستی من از سیاست می‌گوید و کمی از  این بابت شاکی است که چرا روزی با دول غرب در می‌افتیم و یک روز با دول شرق.

یک روز می‌گویند می‌خواهند نمی‌دانم یک قرارداد بزرگ با فلان کشور ببندند و درست چند روز بعد برعکس صحبت می‌کنند و سیاست ماست و خیار می‌شوند.

آخر ما کی می‌خواهیم درست بشویم؟

دست چپی من از اقتصاد می‌گوید٬ آخر چرا اینطوری است پول نفت درست تقسیم نمی‌شود.

سوبسیدها(یارانه‌ها) ناعادلانه هستند.

چرا باید بنزین یارانه‌دار را ثروتمندان مفت صد برابر دیگران مصرف کنند٬ این یارو هشت ماشین سواری و وانت دارد

می‌دانی چقدر بنزین را هدر می‌دهد و این همسایه ما که ماشین ندارد یارانه بنزینش کجا می‌رود؟

خب معلومه اون بابا اربابه می‌بلعد.

بهتر نیست سوبسید حذف بشه؟!

روبروی من از کمرنگ شدن معنویات در جامعه می‌گوید.

چرا مردم کمتر به هم توجه می‌کنند؟

یا گاهی دیده می‌شود که به همدیگر کمک نمی‌کنند ٬ دستگیری زیر دستان فراموش شده.

شب‌ها را با شکم سیر می‌خوابیم و توجه به همسایه گرسنه‌مان نمی‌کنیم؟

یکی عروسی می‌گیرد با چه اصراف و تبذیری و دیگری پول عروسی دخترش را ندارد.

من هنوز در فکر هستم که از چی بگویم یا چه نگویم؟

  به هم گوییم  یا  با ‌هم گوییم. 

نویسنده : علی علی اکبری ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٦/۱۱/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک