بسمه تعالی

                       ((به مناسبت روز ملی فن آوری هسته‌ای))                           

هنوز همانطور دستور می‌هند که انسان بیاد سالهای ارباب رعیتی می‌افتد، یعنی انسانهای درجه یک و درجه دو ، حتی درجه سه؛ وقتی  که از شما می‌خواهند که در علم پیشرفت نکنید وقتی از ما می‌خواهند که پیشرفت را دورش خط بگیرید، وقتی با هم همدست می‌شوند که تورا از حق مسلمت محروم کنند. تو چه می‌کنی؟ حتماً دو راه بیشتر نخواهی داشت یا می‌گویی بله قربان همه چیز بظاهر حل می‌شود و موقتاً تو را رها می‌کنند یعنی دیگر مشکلی نداری، اما آیا همانطور است که می‌نمایند . خیر چند روز بعد یک خواسته دیگر مطرح می‌کنند تو چون قبلی را گردن نهاده‌ای راهی برایت باقی نمی‌ماند که باز هم گردن نهی اوامرشان را و هر موقع که کوچکترین سرپیچی از تو ببینند آنقدر برایت مشکلات می‌سازند حتی به مرگت هم راضی خواهند شد . اما زمانی قرا خواهد رسید که تو احساس می‌کنی این وضعیت را باید تغییر دهی همیشه که نمی‌شود بله قربان گو بود آخر ذلت هم حدی دارد خفت را تا اندازه‌ای می‌شود تحمل نمود، خاری تا کی. بالاخره ما هم انسانیم خداوند هیچ تفاوتی بین آنها قائل نیست؛ برتری فقط و فقط در تقواست و پرهیزگاری دیگر هیچ چیز انسانها را برتری نمی‌بخشد. بیش از دویست سال است که همه هستی ما را گرفته‌اند ما را با سلاطین بی‌عرضه در مشت خود گرفته‌اند. افساری به گردن ما انداخته‌اند و هر جا خواسته‌اند به همان طرف برده‌اند. و تو هنوز در فکری که چرا؟ حتی خیلی از چیزهایی که تو داشته‌ای بنام خود کرده‌اند انگار به انگار که تو بوده‌ای و آن سابقه درخشان. تو هم اقتدار داشته‌ای به خودت می‌بالیدی حالا چه شده که چنین شده بحثی است که می‌گذاریم و بهتر است که ببینیم الان چه باید بکنیم؟ راه حل اول که مشخص شد جز ذلت بیشتر نتیجه‌ای ندارد شاید بارها خودمان به گذشتگانمان ایراد گرفته‌ایم که چرا بله گو بوده‌اند چرا از خود غیرت نشان نداده‌اند که امروز چنین در گرفتاری نباشیم. اما را دوم این است که بگویم ما هستیم چون زنده‌ایم چون نفس می‌کشیم و می‌خواهیم زندگی کنیم و برای این زندگی حیات بخش طیب پی همه چیز را به تنمان می‌مالیم. حالا شد درست این که بگویی نه کافی نیست باید با همه چیز این نه گفتن  بسازی و گرنه این نه گفتن با آن بله قربان تفاوتی ندارد. باید روی پای خود بایستی، محکم و پایدار بدون هیج ترسی و مبارزه کنی البته مبارزه عالمانه. درست هدف را مشخص کنی بر خواسته‌های بحث پافشاری کنی، تلاش نمایی سختی‌ها را تحمل کنی تا برای خود عزت به ارمغان آوری، آیندگان به تو نگویند چرا خوب عمل نکردی؛ بچه‌هایمان نگویند به چه حقی حقوق مارا به بیگانگان بخشیدی چرا آینده ما را خراب کردی؟

 

تو هر چند نیستی ولی سربلندی را برای خود و آیندگان به ارمغان آورده‌ای. از آن موقع که انقلاب کردیم و یک شاه دست نشانده آنها را از همه چیز این کشور خلع ید کردیم. دشمنی بر ما دوچندان شده که چرا شما می‌گویید استقلال آزادی. از هر طریق که توانسته‌اند با ما عناد ورزیده‌اند  و خواهند ورزید از هر روشی که بتوانند با ما می‌جنگند تمام راهها را رفته‌اند کودتا، جنگ، تهاجم فرهنگی، محاصره اقتصادی، جنگ سیاسی و تبلیغی و تهمت پراکنی و ... . وقتی تو را از همه این راه‌ها نتوانستند از پای در آورند معلوم است که دست بردار نیستند. انسانهای محکم دشمنان محکمی دارند و انسانهای محکمتر دشمنان قویتر و تو هر چه قویتر شوی آنها قویتر با تو می‌جنگند. تو اگر بر جای خود بایستی و هیچ تزلزلی نشان ندهی مطمئن باش که آنها را شکست خواهی داد. آنقدر  هزینه‌هایشان را بالا خواهی برد با وحدت ، با جدیت با استقامتت که آنها دیگر توان پرداخت آنرا نخواهند داشت. و این یعنی پیروزی تو و شکست همه دشمنانت. البته آسان بدست نمی‌آید و تو باید بدانی که راهی جز این برایت باقی نمانده است. سالهاست که به تو زور گفته‌اند. تو را اسیر خواسته‌های خود کرده‌اند. آزادی و استقلالت را به یغما برده‌اند. پس آسان نیست که بتوانی خود را رها کنی چون تو سر مشق دیگران می‌شوی؛ همین عربهای همسایه‌ات، این آفریقایهای دردمند آن آمریکای لاتین و تمام مردمی که به نوعی اسیر مستکبرین هستند. و این برای آنها بسیار گران است و تو همچنان باید مقاومت کنی، راستی بیاد داری که راهی بجز مقاومت نداری! امروز روزی است که ما بعد از ملی کردن نفت باید مثل آن مبارزه کنیم تا پیروز شویم. اگر آنروز مقاومت نکرده بودند و نفت را ملی ننموده بودند امروز ما چه وضعی داشتیم؟ کمی روی آن فکر کنید. باز هم یادآوری می‌کنم و باز هم بیاد می‌آورم هرچه که یاد آوری کنم باز هم کم گفته‌ام ما راهی جز استقلال خواهی نداریم و برای این خواسته و عزت طلبی باید هزینه‌های زیادی پرداخت کنیم.اگر مرد راهی بسم‌اله و گر نه باز برو و خودت با خودت فکر کن. ببین به این نتیجه می‌رسی که تو باید آزاده باشی همانطور که  خداوند قهار تو را آفریده، تو آنقدر بزرگی آنقدر مهمی آنقدر خواسنه‌هایت والاست که بزرگترین مستکبر جهان و بزرگترین جهانخوار و پیرترین مستعمره کننده جهان با تو در افتاده‌اند. خوشحال باش که چنین دشمنان بزرگی داری ، بدان که آنقدر قوی هستی که قوی‌ها با تو در افتاده‌اند. پس همچنان روی مواضع خود پافشاری کن. کوتاه نیا. خداوند هم بتو گفته که کوتاه نیایی . چرا که آزاد آفرید تورا.

آنروز که گفتند شما تعلیق کنید فن‌آوری صلح آمیز هسته‌ای ما حق شما را محترم می‌شماریم دیدی که هدف از این حرفشان جز دست کشیدن دایم و همیشگی از این تکنولوژی چیز دیگری نبود. بیش از دو سال ما را محروم کردند از علم. چه چیز دستگیرمان شد. دیدی که به بهانهای مختلف تو را از حق تحقیق و دانش واداشته‌اند چه چیزی به تو ارزانی داشتند؟ خواسته‌های جدید. یک قدم عقب ماندی یک قدم آنها جلو آمدند یک قدم دیگر عقب برو آنها بازهم جلو خواهند آمد. بدون کوچکترین شرم و حیایی. اصلاً حیاء نمی‌دانند که چیست. راستی وقتی که گفتی اینطور نمی‌شود از قافله عقب ماند آنها بتو خندیدند و باز هم تورا به سخره گرفتند و خواهند گرفت استهزاء هنوز هم ادامه دارد. ولی تو توجه‌ای نکن تو راهت را درست انتخاب کرده‌ای، تو فهمیده‌ای که به مستکبرین باید نه بگویی هر که بله گفته‌ای ضرر کرده‌ای و بدان که با همه وعده‌های شیرینی که به بتو حواله می‌کنند زیان خواهی کرد.(بسته پیشنهادی چیست؟پایمالی استقلال تو).

نمونه: همین لیبی را نگاهی بی‌انداز مگر همراه ما در فن‌اوری هسته‌ای کار نمی‌کرد با وعده‌های سر خرمن تمام تجهیزاتش را در کشتی گذاشتند بردند و عمل نکردند به هیچ وعده‌ای که داده بودند. و آن قزافی بیچاره تا دور خود را واررسی کرد دید که چه کلاه گشادی روی سرش گذاشته‌اند که کلاه قبلی اصلاً پیدا نیست. حالا داد هم زد که کولش زده‌اند چه فایده.

نمونه: آنروز که انور سادات در کم‌دیوید پشت میز مذاکره نشست و تمام حیثیت عرب را یکجا تقدیم کرد و مدال صلح هم گرفت نتیجه آن آیا کشور فلسطین به رسمیت شناخته شد آیا مردم فلسطین از درد و رنج رهایی پیدا کردند. حالا بیش از سی سال از آن روز می‌گذزد کدام آزاده‌ای ایشان را مردی آزاده قلمداد می‌کند کدام طفل فلسطینی بخاطر این کار او رنگ آرامش را دیده ، بازهم باید مبارزه کرد با لبخند نمی‌شود از حقوق خود دفاع کرد. اگر  با مهربانی می‌شد دشمنان را کنار زد اگر با دوستی می‌شد مستکبرین را سر جای خود نشاند و حقوق حقه‌ات را بدست گیری. پیامبر اسلام محمد مصطفی(ص) که رحمت للعالمین بود و همه می‌دانیم که نه قبل از او فردی به این مهر و رحمت  و امان و جود داشته و نه بعد از او چنین کسی خواهد آمد. او باید با لبخند مشرکین مکه را با خود همراه می‌کرد با همه دوست بود با همه مهربان بود اما دیدی که آنها اصلاً آسوده ننشستند و پیامبر رحمت را ناچار به جنگ کردند. راستی می‌دانی که پیامبر اعظم(ص) در ده سال حکومت اسلامیش چند جنگ بر علیه او براه انداختند؟ آیا پیامبر جنگ بود یا پیامبر رحمت و لطف و دوستی بود آنها بودند که با پیامبر(ص) جنگیدند. پیامبری که آنقدر مهربان بود حتی با مشرکین خداوند در قرآن از او می‌خواهد که دیگر برای آنها دلسوزی نکند که خودش را از بین ببرد. چه شده است که این نبی مهر و لطف دست به شمشیر می‌برد. خب معلوم است اگر تو در خانه‌ات نشسته باشی وغریبه‌ای با هر قصدی بدون اجازه‌ات وارد خانه‌ات شود یا آسایشت را قطع کند یا نگذارد که به زندگیت ادامه دهی مسلم باید کاری کرد ، تو با او در می‌افتی با هر طریقی که بهتر بدانی.

راستی امروز روز ملی فن‌اوری هسته‌ای است. آیا می‌خواهی که از این دست‌آورد حفاظت کنی؟ پس به هر دشمنی در این راه مبارزه کن و بدان که عاقبت آن خیر و خوبی است. حالا که رئیس جمهوری داریم که خوب از کشور و ارزشها و اقتدار آن دفاع می‌کند پس چرا از او دفاع نکنیم و پشتش را نگیریم. دفاع از میهن و حقوق ملت یک وظیفه مسلم و درست است و راهی نیست که بشود آسان از آن بگذری. اگر بگذری هیچ وقت و هیچ زمانی از تاریخ قابل بخشش نیست و دفاع جانانه از ان همیشه تاریخ قابل دفاع و تحسین بوده و خواهد بود.

هر جوابی که برای این سوال پیدا کنی درست است . تا کی من باید بله قربان گو باشم؟ تا کی من نباید خودم برای سرنوشتم تصمیم بگیرم؟ تا کی غرور مرا پایمال خواهند کرد؟ تا کجا خواسته‌های آنها ادامه دارد؟ کی آنها دیگر خواسته‌ای از من ندارند؟

هر چه که روی این پرسشها و سوالات مشابهه فکر می‌کنم و هر چه دقت می‌کنم و گذشته را که ورق می‌زنم در ذهن و نتایجی که می‌گیرم همه در من راه دوم را نوید می‌دهند. و می‌گویند راه سخت دوم بسیار بهتر از راه اول راحت و‌اسان است نتایج راه اول پیچده‌تر شدن مشکلات است و بن بست خاری و ذلت و پایمالی غرور است ، غرور شخصی؛ غرور ملی؛ غرور علمی؛ غرور فرهنگی و اقتصادی و دومی عزت است در همه آنها مگر نه؟ پس باید شکست آنچه را که می‌خواهد بشکند مارا.